بخواب ای خواهر نازم ندایم
که روح پاک تو گردد صدایم
ندا دادی تو ما را با صداقت
قسم بر آن نگاه بی گناهت
که رایت را بگیریم از سیاهی
که همره ما نگردیم با تباهی
که همواره به ظالم کا بتازیم
که دائم جاودان راهت بسازیم
بخواب ای خواهرم آرام آرام
بخواب ای نو شکفته ای دلارام
شهید راه پاکی ها تو بودی
مبارز با تباهی ها تو بودی
که هرگز نبودی خاک و خاشاک
چرا افتاده ای اینگونه در خاک
ندایم ای ندای سرزمینم
صدای جاودان این زمینم
صدای تو شود داد دلیران
ندای تو شود فریاد ایران
پی نوشت:
* این شعر زیبا و پرمعنا را یکی از دوستان برام ایمیل کرد که از اینجا ازش تشکرمی کنم.
* متاسفانه سراینده این شعر نامعلوم می باشد.
(البته شاید به خاطر وضعیت جسمی ام باشه چون سالهای قبل دیگه تا این حد بی طاقت نبودم آخه نه اینکه نی نی گلم
طاقت گرما رو نداره به همین خاطر
)
(ای بابا خودم هم می دونم دیگه دیر شده ولی می نویسم که به یادگار بمونه)یکی از اونا تولدم بود که 30 اردیبهشت بود و من با توجه به ویاری که دارم
(دختر دایی ام) بعد بریم رستوران .... شام بخوریم بعد بریم پیش مادرجون منو می بینین عصبانی
که تو نباید از قبل هماهنگ کنی من اصلا حالم خوب نیست با این صورت ورم کرده
چطور توقع داری توی چنین محیطایی بریم اصلا من از بوی
و بذار شبی که حالم خوب باشه می ریم دنبال شبنم جون و بعد می ریم بیرون (تا قبل از این وضعیت در طول هفته چهار شبشو اقلا شام بیرون بودیم ولی من جدیدا حساس