X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زمزمه های گاه و بیگاه من

سه‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1389

ترافیک کاری

سلام دوستان

اینروزا حسابی دستم توی سرمه کلافهو نمی دونم چیکار کنم. همه ی کارام توی هم گره خورده اصلا وقت اضافی ندارم. این روزا میان ترم ها شروع شده و باید کلی وقت بذارم که بتونم نمره های بالایی بگیرم. رشته ی منم طوریه که با فرمول سروکار داره و باید تمرکز بالا داشته باشی . تنها وقتی که می تونم درس بخونم نیمه شبه بعد از خوابوندن ماکان گلی . چون به هیچ وجه نمی خوام از وقت پسرم برای درس صرف کنم و تا وقتی بیداره تمام وقت منو به خودش اختصاص میدهconnie_rockingbaby.gif . البته جدا از همه ی سختی ها وجود ماکان باعث شده اصلا احساس خستگی نکنم و کماکان به کارم ادامه بدم. در بین روزهای هفته تنها سختی من روز پنج شنبه است که از صبح باید برم دانشگاه تا 8 شب البته در بین کلاسها سری به اینترنت هم میزنم و کمی خستگی درمیکنم ولی پشت سر هم بودن کلاسها خسته کننده است . خب دیگه گله گذاری بسه باید خدا را شکر کنم بابت همه ی این نعمتها . هفته ی قبل عروسی دعوت داشتیم رفتیم خوش گذشت برای شاد شدن روحیه بدک نبود هرچند که فقط نظاره گر بودم عینک. پایان ماه تولدمه شاید امسال خودم برا خودم جشن گرفتم (هر سال وحید جان این کار رو میکرد بدون اینکه خودم دخالتی داشته باشم) . میخوام جشن خوبی بشه حالا تا اون موقع کی زنده کی مرده.

خب دیگه برم برم که خیلی کار دارم

پس تا بعد

پی نوشت: وبلاگ ماکانی آپدیت شد منتظرتونیم 

http://makan88.blogfa.com/