X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زمزمه های گاه و بیگاه من

چهارشنبه 2 دی‌ماه سال 1388

تولد ماکان جان و ...

سلام به دوستان خوبم  

همراهان قدیمی و همیشگی ام  .  

مدتیست به این وبلاگ سر نزده بودم وقتی قسمت مدیریت رو باز کردم چقدر نظرات نخونده دیدم و خودم شرمنده ی این همه محبت دوستان شدم. توی این مدتی که نبودم اتفاق خوبی رخ داد و اون بدنیا آمدن یکی یک دانه پسرمون ماکان جون بود که واقعا حسابی سرمون رو گرم کرده طوری که حساب روزها از  دستم در رفته و کلا تمام وقتم رو به خودش اختصاص داده . خواستم در این وب از دوستان وب نویس بوشهری که به دیدار ماکان اومدند و ما رو شرمنده کردند تشکر کنم و براشون آرزوی بهترینها رو داشته باشم .شب یلدای خوبی در کنار هم بودیم و شبی به یادماندنی بود.  

من از ۲۶ مهرماه رسما خونه نشین شدم و طبق قانون ۶ ماه مرخصی زایمان دارم که پس از سپری شدن این مدت دوباره به اداره برمیگردم و ماکان جون رو پیش مادرم میذارم. از حالا غصه ی جدایی از ماکانی رو میخورم . خداکنه پسرم بیخوابیهایش بهتر بشه تا من از این مدت باقیمانده کمی استفاده کنم و استراحتی کنم (چشمم آب نمیخوره) 

وبلاگ ماکان نیز آپدیت شد http://makan88.blogfa.com/ 

خوشحال میشیم اونجا هم سر بزنید. 

این شبا ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نذارین