X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زمزمه های گاه و بیگاه من

پنج‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1387

تبریک عید-مهرورزیدن-تصادف

سلام به همگی شما دوستان گلم در هرجای این کره خاکی که هستین

عید فطر بر همگی مبارک و نماز و روزهاتون قبول حق باشه انشاءا…

این ماه هم سپری شد و تا سال آینده خدا می داند که چه اتفاقاتی بیفتد . در این ماه خدا رو شاکر بودم که امسال نیز سایه ی پدر و مادر و بزرگان خانواده بر سرمان بود و همچنین زندگیمان همانند سالهای قبل و حتی بیشتر عشقولانه تر بود . امیدوارم که همه ی زندگی ها سرشار از عشق و محبت باشه و همواره جمله ی دوستت دارم  بر زبان همسران جاری باشدTwo Lovers.

در این یک ماهه دو اتفاق،  یکی خوب و دیگری بد برایم افتاد.  یکی اینکه در اداره  آن چیزی را که آرزویش را داشتم شاملم شد و توانستم به  پله بالاتری روم  و اما اتفاق بد اینکه در 2 مهر ساعت سه و ربع بعدازظهر از منزل به سوی اداره جهت شرکت در جلسه در حرکت بودم که به علت سرعت زیاد و نگرفتن ترمز ماشین  تصادف سختی کردم که متاسفانه ماشین من و ماشین مقابل خساررت زیادی دیدند و اکنون که دارم آپ می کنم به مدت یک هفته است که بدون ماشین هستم ووحید جان جور مرا می کشند و اما به گفته ی هرشل : یکی از راههای خوشبختی این است که نسبت به کوچکترین نعمت ها شکرگزار باشیم پس من باید شکرگذار خداوند باشم که در این تصادف کسی آسیب ندید و فقط خسارت مالی بود که بعضیها جورش را کشیدند البته فکر کنم بعضیها باید سر کیسه را شل کنند و آن مدل ماشینی را که دوست دارم برایم بخردOpen Arms.و اما در آخر تا می تونیم به هم مهر بورزیم و همدیگر رو دوست داشته باشیم چرا که هیچ چیزی مثل دوست داشتن و مهرورزیدن نیست .  

شعری از فریدون مشیری تقدیم به دوستداران ملودی

مهر می ورزیم

جام دریا از شراب بوسه خورشید لبریز است،

جنگل شب تا سحر تن شسته در باران،

                                           خیال انگیز!

ما، به قدر جام چشمان خود، از افسون این خمخانه

سرمستیم

در من این احساس:

مهر می ورزیم،

                    پس هستیم! 

 

پی نوشت: در این ماه با دوستان وبلاگی قراری داشتیم بازدید از ایتام بهزیستی که متاسفانه به علت تصادف که در همان روز انجام شد نتوانستم حضور پیدا کنم و اجری ببرم که وحید جور مرا کشید در اینجا از دوستانم به خاطر غیبتم عذرخواهی می کنم.