سلام به دوستان عزیزم
در ابتدا ضمن تشکر از تمامی شما عزیزان به خاطر همه ی ابراز محبت هایتان نسبت به من و همسرم امیدوارم که همیشه شاد و خرم باشید و از لحظه لحظه زندگی خود استفاده بهینه نمایید.
در پست قبلی ام قول داده بودم که در خصوص ۱۸ اسفند روز بوشهر مطالبی را برایتان عنوان کنم.
اصلا چرا ۱۸ اسفند را روز بوشهر نامگذاری کرده اند؟
در این مورد باید بگویم که در شهر ما مدرسه ای است به نام مدرسه ی سعادت (که کلیه بوشهری های عزیز با این نام آشنا هستند) که می توان گفت بعد از دارالفنون دومین مدرسه در کشورما می باشد که تاسیس شده است . شورای اسلامی شهر بوشهر تصمیم می گیرد که در تقویم روزی را به نام روز بوشهر انتخاب و نامگذاری نماید پس از رایزنی های فراوان و جلسات زیاد به این نتیجه رسیده شد که روز تاسیس مدرسه سعادت را البته با تطبیق آن با حروف ابجد به نام روز بوشهر نامگذاری نمایند که پس از انجام این مراحل ۱۸ اسفند ماه به نام روز بوشهر نامگذاری شد. در این دو هفته ی اخیر همه در جنب و جوش درخصوص هرچه بهتر شدن برگزاری این روز بودیم که البته یکسری از نهادها هم در این زمینه کمک نمودند . قرار است از ۱۶ اسفند مراسم شروع گردد و در ۱۸ اسفند با یک همایش یک روزه و دعوت از افراد صاحب نام و قدیمی بوشهر و برپایی نمایشگاه و یکسری تخفیفاتی که به تصویب شورا رسیده و ارگان ها موظف به اجرای آن می باشند به پایان برسد. امیدوارم شما عزیزان بوشهری نیز از این مراسم لذت کافی را ببرید. در پست بعد از لحظه به لحظه ی اجرای این مراسم همراه با عکس برایتان توضیح می دهم.
--------------------------------------------------------
در هفته ی قبل تعدادی از وبلاگ نویسان بوشهری با آقای استاندار (افراشته) جلسه ای داشتند که جلسه ی نسبتا خوبی بود و ایشان در این جلسه قول هایی ازجمله دادن مکانی جهت خانه ی وبلاگ نویسان را دادند . جلسه با تاخیر نیم ساعته شروع شد البته به نفع من بود چرا که کلاس داشتم و قرار بو د با تاخیر به جلسه برسم که شکر خدا به موقع رسیدم . از خانم های وبلاگ نویس فقط من و مژده و خانم حمادی بودیم و بقیه آقایان بودند . من تصمیم داشتم در این جلسه پیشنهاد تاسیس انجمن وبلاگ نویسان خانم را بدهم که متاسفانه وقتی با استقبال بانوان وبلاگ نویس مواجه شدم از به زبان آوردن پیشنهادم پشیمان گشتم. امیدوارم مکانی جهت وبلاگ نویسان فراهم گردد تا حداقل هفته ای یک بار دور هم جمع شده و تبادل نظر نماییم.
-------------------------------------------------------
و اما دیشب خانه ی مطبوعات اقدام به برگزاری جلسه ای با حضور مدیر کل پارس جنوبی و خبرنگاران و مدیران مسئول نشریات و نویسندگان استان نمود که واقعا جلسه ی خوبی بود البته با توجه به اینکه خیلی حالم خوب نبود و مسئولیتی نیز در این خصوص به من محول شده بود که پس از چهار ساعت خیلی احساس خستگی نمی کردم زیرا اینگونه جمع را بسیار دوست دارم و احساس شادی به من دست می دهد. در این جمع آقای رضوی مدیر پارس جنوبی به خبرنگاران فعال هر کدام واکمن دیجیتالی عیدی داد که من نیز مستثنی نبودم و در آخر به مدیران مسئول نشریات نیز هر کدام دوربین دیجیتال اهدا نمود که وحید نیز سرش بی کلاه نموند.
در پایان امیدوارم هر روزتان بهتر از روز قبل باشد چه بسا که در آینده افسوس این روزهای از دست داده را نخوریم . موفق و پاینده باشید
سلام به دوستان عزیزم
ایام محرم و صفر و شهادت آقا امام حسین و یاارنش را به همه ی شما عزیزان تسلیت می گم.
در این دوماهه هر شهری بنا به فراخور سنتی که در آن شهر وجود دارد اقدام به برگزاری مراسم عذاداری آقا ابا عبدا... می نماید و اما در شهر ما بوشهر نیز از مراسم شمع زنی گرفته تا سینه زنی و پختن انواع و اقسام غذاهای نذری برگزار می گردد.
در شب تاسوعا ما نیز به مساجد رفتیم و فقط به تماشای سینه زنی ها نشستیم ولی در شب عاشورا همراه با وحید به شمع زنی رفتیم و همراه با روشن کردن هر شمع یک نیت می کردم و همه اش هم برمی گشت به وحید چون هیچ چیز جز وحید برایم باارزش نیست (البته پدر و مادر و ... هم با ارزش هستند ولی همسر آدم چیز دیگری است) .
از این ها که بگذریم در هفته هایی که گذشت ما دومین سالگرد ازدواج خودمون رو جشن گرفتیم (البته یک جشن کوچک و آن هم در منزل مادرم) . به راستی که عمر آدمی چقدر زود می گذرد هنوز که هنوزه همان احساس نوعروس ۲۴ ساله را دارم البته الان پخته تر شده ام و شم و خم زندگی به دستم آمده و یاد گرفته ام در برابر مشکلات ایستادگی کنم و هیچ وقت از چیزی نهراسم چرا که ترس عامل پسرفت آدمی در زندگی است. در این دو سال من و وحید به عنوان دو دوست در کنار هم بودیم و هستیم و همیشه زندگی مان به گونه ای بود که مورد تحسین دیگران بودیم . ما چه در مسایل کاری و چه کار روزنامه و حتا کار خانه با هم تفاهم کامل داشته البته شاید در اوایل اختلاف سلیقه بود ولی با کمک هم توانستیم این اختلاف سلیقه ها را از بین برده و زندگی خوبی را برای هم فراهم کنیم باشد که زندگی دیگر زوج های جوان ما نیز این گونه باشد. آمین
این روزها همه اش درگیر جلسات شورا هستیم چرا که در ۱۸ اسفند قرار است اتفاق میمونی رخ دهد در خصوص این رخداد عزیز در پست بعدی برایتان شرح می دهم.
در ضمن پیشاپیش روز والنتاین را به تمامی عشاق تبریک می گم خصوصا به همسر گلم وحید.
و باز هم سلامی دوباره به دوستان خوب و مهربانم
دوستانی که بعد از قریب دو ماه مرا فراموش نکرده و با پیام های خود مرا شرمنده ی خود نموده اند .
آری دوستان بعد از دو ماه بازگشتم . البته نه اینکه فکر کنید رفته بودم بلکه هر روز به وب های یک به یکتان سر زده و مطالبتان را می خواندم ولی نمی دانم چرا دست و دلم به نوشتن نمی رفت و حتی یک نظر کوتاه نیز برای دوستان عزیزم که واقعا برایم ارزشمند هستند نمی توانستم بدهم البته باید بگویم ده روزی به تهران رفته و در کنار دوست عزیزم الهام جون بودم و با هم به آبعلی رفته و کلی برف بازی کردیم و مدتی نیز مریض حال بودم امیدوارم دوستان عذرم را بپذیرند.
روزهایی که گذشت (البته باید بگویم هفته هایی که گذشت
) مناسبت هایی پیش روی خود داشت ازجمله شب یلدا - انتخابات شوراها و نیز انتخابات خبرگان . در شهر ما نیز اصلاح طلبان موفق به ورود به شورای شهر شدند (البته در تاریخ ۲/۹/۱۳۸۶ وارد شورا می شوند) و دیگر شهرها کم و بیش خبرهایی دارم و در مورد شب یلدا باید بگویم که شب بسیار خاطره انگیزی بود و من و وحید در کنار خانواده ی من جشنی تدارک دیده و واقعا پس از مدتی خوش گذراندیم.
امیدوارم که شما عزیزان نیز همیشه با خوبی و خوشی در کنار خانواده ی عزیزتان باشید.
پاینده و باقی باشید