X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زمزمه های گاه و بیگاه من

سه‌شنبه 2 تیر‌ماه سال 1388

صعود تیم شاهین به لیگ برتر

 

 بالاخره بعد از 10 روز  لبخندی بر لبانمان جای گرفت و آن صعود تنها نماینده ی استان  حاضر در لیگ دسته یک کشور  به نام شاهین پارس جنوبی بود که بعد از 15 سال توانست دوباره به لیگ برتر راه یابد که واقعا جای شادی و پایکوبی را داشت. بعد از 10 روز پر از تب و تاب ، 10 روز پر از استرس ، 10 روز پر از هیاهو ، 10 روز پر از .... 

نمی دانم چه بگویم چون دستم یارای تایپ نیست.  وقتی دیشب ساعت یک و نیم  اتفاقی فیلم ندا را دیدم (به خاطر شرایطم وحید از نگاه کردن به این فیلم منو منع کرده بود) تمام بدنم یخ کرد احساس کردم خونی در بدنم نیست احساس کردم منم  مثل  ندا  تمامی  خونهای  بدنم  از  بینی و دهانم جاری شده زار زدم،  گریه های  وحشتناک کردم و از خدا پرسیدم چرا؟  چرا؟  چرا؟  

چرا توی این مملکت؟ خداوندا عدلت کو ؟ عدالتت کو؟  دیگه نمی دونم چی بگم.  داره حالم  بد میشه .

پی نوشت1: 29 خرداد  ششمین  سالگرد عقدمون  بود  که با این اتفاقات اصلا شیرینی اون رو حس نکردیم .  

پی نوشت 2: اصلا توی این مدت نمی خواستم وارد چنین بحث هایی  شوم  ولی  دیشب واقعا شوکه شدم . منو ببخشید .

پی نوشت 3:  در مورد  صعود  تیم  شاهین  به لیگ  برتر می تونین  به  وبلاگ  همسرم برین اونجا کاملتر نوشته شده      http://www.vahiddd59.blogfa.com