X
تبلیغات
نماشا
رایتل

زمزمه های گاه و بیگاه من

سه‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1387

مهمانداری

سلام دوستان

اکنون که در خدمتتون هستم تازه از مهمانداری چند روزه فارغ شدم . در چند روز گذشته مهمان عزیز داشتیم  (داداشی  الهام جونم) که خونه ما رو بس نورانی نمود (البته می دونین چیه یکی  - دوتا ازلامپهای  خونه اتصالی پیدا کرده بود که زحمت اونو کشید) این چند روزه واقعا یک کدبانوی خوب شده بودم اونطوری که خودم دلم می خواست پذیرایی خوب در حد عالی (البته به گفته ی مهمان عزیزمون ) . یک ساعت پیش هم بدرقشون کردیم و برگشتیم اداره.

--------------------------------------------------------------

جمعه نیز سه تا تولد دعوت داشتیم  (یا جشنی نیست یا اگر هم باشه سه تا با هم) که من یکیشو تا دم در رفتم و کادومو   دادم و دومی هم تا ساعت نه و نیم بودم و بعدی رو که تولد آقا نوید یکی از دوستان وبلاگی بود در پارک شغاب(در اینجا هم تولدشو تبریک می گم بهش ) رفتیم که آخری خیلی خوش گذشت . هوا بسیار سرد و جشن خوبی هم برگزار شد که واقعا به یاد موندنی بود تا ساعت دوازده و نیم شب اونجا بودیم(البته تعدادمون خیلی زیاد نبود) . دکور جشن و تهیه کیکی بسیار زیبا نیز آقا افشین و خانمشون  Open Arms زحمت کشیده بودند.آقا نوید بابت شام خوشمزتون ممنون. 

 در اینجا جا داره به آقا پویا به خاطر انتخاب درستش تبریک بگم چرا که آرام خانوم اونطور که در تولد دیدمشون خانمی بس باشخصیت و با نزاکت بودند و آرزوی بهترین ها رو برای این دو زوج دارم .

------------------------------------------------------------------

من به شیرینی پزی و پختن کیک خیلی علاقه دارم بطوریکه هفته ای یک بار این کار رو انجام می دم . تصمیم گرفتم که اصولی این کار رو یاد بگیرم بنابراین خیلی پرس و جو کردم تا تونستم آموزشگاهی پیدا کنم که این کار رو انجام می ده پس رفتم و اسم نویسی کردم  و اگر خدا بخواد از  15 دی ماه کلاسامون شروع می شه   و من می تونم با شیرینی و کیک های بسیار خوب از مهمونام و دوستان گلم  پذیرایی کنم(البته عکساشو براتون می ذارم) .

در ادامه شعری تحت عنوان شادی از فریدون مشیری تقدیمتون می کنم و آرزو دارم که همیشه و در همه حال شاد و سرحال  و شاداب  باشید:

غم دنیا نخواهد یافت پایان

خوشا در بر رخ شادی‌گشایان

 

خوشا دل‌های خوش، جان‌های خرسند

خوشا نیروی هستی‌زای لبخند

 

خوشا لبخند شادی‌آفرینان

چو گل هرجا که لبخند آفرینی

به هر سو رو کنی لبخند بینی

 

چه اشکت همنفس باشد، چه لبخند

ز عمرت لحظه لحظه می‌ربایند

 

گذشت لحظه را آسان نگیری

چو پایان یافت پایان می‌پذیری

 

مشو در پیچ و تاب رنج و غم گم

به هر حالت تبسم کن، تبسم!