X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زمزمه های گاه و بیگاه من

جمعه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1385

هفته ای که گذشت

 

سلام به تمامی دوستان عزیزم که با نظرات خود مرا بیش از پیش شرمنده ی خود نموده اند. عذر مرا بپذیرید  از اینکه مدت طولانی  از  آپم گذشته بود ولی هفته ی گذشته واقعا سرم شلوغ بود و درگیر رتق و فتق امور کلاس خبرنگاری و نیز آزمون پایانی خبرنگاران شهرمون بودم . در  هفته ی گذشته به مدت  دو  روز آزمونی از خبرنگاران  شرکت کننده در کلاس خبرنگاری به عمل آمد که من نیز یکی از ناظرین این آزمون بودم که وحید نیز یکی از شرکت کنندگان در این آزمون بود از این آزمون چیزی نگم بهتره ولی در این دو روزیک دوست تهرانی به دوست های دیگرم  اضافه شد.  مریم دوست عزیزم  از تهران برای گرفتن آزمون به بوشهر آمده بود که در این مدت ما با هم خیلی اخت شدیم و لحظه ی جدایی واقعا سخت بود ولی او قول داد که حتما باز هم به بوشهر و البته پیش من بیاید.

                                                           ----------------------------------------------------------

و اما باز هم در این هفته شاهد انتخاب یک زن نمونه در کشور به عنوان مدیر نمونه ی کشوری بودیم و آن خانم کسی  نبود جزسرکار خانم  حمیده ماحوزی مدیر آموزشکده الزهرا و عضو شورای شهرمان . واقعا برای من که جای بسی خوشحالی را داشت و نیز افتخار.

                                                      ------------------------------------------------------------

در اواخر هفته وحید (همسرم) حامل خبر بسیار بدی بود و آن جدایی ری را از کیومرث . البته  من فقط  و فقط ناراحتی ام به خاطر خود ری را بود چرا که نمی خواستم خواهر کوچیکه ی من دوباره طعم تلخ جدایی را بچشد ولی می دانم که حکمتی در کار است . امرووز  ری را  با من تماس گرفت و من را مطمئن کرد که بابت این جریان هیچگونه ناراحتی ندارد و  آن را  فراموش نموده  البته  من می دونم که خواهر  عزیز  من شاید در ظاهر این را بگوید ولی من می دانم در دل کوچک او چه می گذرد.

                                              ----------------------------------------------------------------

دوستان عزیز می دانم که این پستم طولانی شد ولی این را حتما باید بگویم زیرا توقع دارم کسانی که به این وبلاگ سر می زنند برای این عزیز دعا کنند شاید فرجی شود و او بهبودی خود را بازیابد و اما اصل ماجرا:

تیم تراکتور سازی تبریز برای ادامه ی بازی های لیگ قرار بود که از طریق پرواز تهران بوشهر به بوشهر بیایند و با تیم ایران جوان بازی نمایند اما این تیم  از پرواز جا می مانند و با پرواز تهران عسلویه به عسلویه می روند و بعد با ماشین های سواری به بوشهر می آیند در بین  راه یکی از این ماشین ها چپ می کند و رضا حسن زاده یکی از بازیکنان این تیم دچار ضربه ی مغزی می شود و اکنون در بیمارستان شهر ما بستری است فقط و فقط از شما عزیزان می خواهم که با دلهای پاک خود از خدا شفای این ورزشکار عزیز را طلب نمایید.

                                                        به امید سلامتی رضا حسن زاده

                                           ----------------------------------------------------------------

قرار است در این هفته با وحید  به نمایشگاه کتاب در تهران برویم البته من جدای از خرید کتاب برای دیدن دوستانم نیز می روم ازجمله ری رای عزیزم.

در پایان  جا دارد  از کلیه  عزیزانی که همیشه همراه من هستند و خواهند بود تشکر کنم ا زجمله آقا عبدی- ری را - اطهر- رضا- پویا و ....